من رشته محبت توپاره میکنم
بیاواین سبزه هارا به نگاهت گره بزن
بیا که سال من از بهار نیک شود
خیال من خیال اتفاق ندارد بیا
بیاکه یک عمرخواب من بتوتعبیرشود
برای من ازشاه خراسان امان بگیر
بگذارکه این غزال خسته شکارتوشود
تمام زندگی ام به حسرت پای بوس تورفت
یک قطره ازنگاهت بریزکه دینت اداشود
امسال هم بهاررا بدون توسرمیکنم
نوروزآن شبی ست که کنارتو سحرشود
درهفت سین عشق تو لنگ یک سینم
که سینه من درآتش تو خاکستر شود
میدانم قیافه قافیه هایم به شعرنمی ماند
مگربه عنایت تو این کلمات ردیف شود
بادبهارو گیسوان تووعطرفروشان مدعی
باید که بیمه بیکاری برایشان مستمرشود
تمام حقیقت نگاه توست مجازچیست ؟
به یک کرشمه تو دماوند فرات شود
کارم به آخررسیدو چشمهایم بدست توست
شایدکه ازسرانگشتان تو دردم دواشود!
برچسبها:
شایدگره خورد بتونزدیکترشوم
سیدسعیدحسن تاش
سه شنبه هشتم فروردین ۱۳۹۱
22:35
گفته بودم که تورا ازآسمان خواهم چید .