سفره برچیده ازمحبت
هربارکه می آیم این سفره برچیده سه ساله را بازبگشایم کسی عطسه میکند و من هم ازباب احترام قدما میگویم صبرآمد . دیوانگی هم دیگر اینروزها شاخ ودم دارد . محبت کنید تامن این دررابگشایم .
دیوانه را توان به محبت نمود رام
ما را محبت است که دیوانه میکند.

آی کسانی که ازکنارچینی نازک تنهائیم میگذرید محبت کنید عطسه هاتان رادرگلو نگاه دارید تامن این سفره رابگسترانم .
گفته بودم که تورا ازآسمان خواهم چید .