X
تبلیغات
تکصدا
گفت اکنون چون منی ای من درآی............. نیست گنجائی دومن رایک سرای

میخانه است و ساقی صاحبنظرش .....

تنهاهدیه من
نویسنده : سیدسعیدحسن تاش تاریخ : سه شنبه بیست و دوم مرداد 1392
روزاول آشنائی

.........................

دارم عکسهامان رانگاه میکنم   .....

وای چه عروسک زیبائی بودی

هنوزهم  زیبائی

ازاین رفاقت حاصل توشد هیچ

اکنون که ترکم میکنی

فقط دویست وسی گرم وزن اضافه کرده ای !



حرف های ناگفته
نویسنده : سیدسعیدحسن تاش تاریخ : یکشنبه نهم تیر 1392
نه زن را  دو حرف بدان

نه مرد را سه حرف

هزار حرف ناگفته  دارند

که فرشته ها ازدرکش عاجز

آره بیشترازاین حرفان !



:: برچسب‌ها: خیلی بیشتر

این نفاق چیست که آدم همه دیوانه اوست
نویسنده : سیدسعیدحسن تاش تاریخ : پنجشنبه پانزدهم فروردین 1392

خوشابراحوال آنانکه همه چیزشون باهمه چیزشون جوره 

خوشا براحوال شماها که  تو تاریکی شب استراحت میکنی

بعدپشت سرشب حرف میزنی که سیاه است وچنین است وچنان و.....

ای جانم به شما که هم عاشقی  هم روی دیوار همه یادگاری مینویسی

ای خوشا براحوال آن هاکه هرکاری ازشون برمیاد

هرشبم  یک سید شال  به کمر روتو  خواب میبینن که بایک نورسبز

ازگنبد مسجدشون اومد اومد اومد تلپ افتاد تو بغلشون

بعدشم میگن  به گمانم خود آقا بود

ای خوشا براحوال اون آقایون سیبیل کلفت که بایه تارسیبیلشون چک های میلیاردی

ضمانت میشه بعد توخیابون همون آقای سیبیل کلفت یه راننده خانوم که میبینه  میره

اینقدر جلوش میپیچه که بخوره زمین  .......  ببخشید تصادف کنه !

ای خوشابراحوالتون که هم دوغ هستید و هم دوشاب

ای خوشا براحوال شما که تاریکی درنگاهتون موج میزنه

بعد به همه میفرمائید به روزم

خوشابراحوال تمام اون  نزولخورهائی که وقتی وارد بنگاه اقتصادی زودبازده شون میشی

یک تابلو روی دیواره  وروش نوشته هذا من فضل ربی !

ای خوشابراحوال شما که یه عمری  زیربارون وایسادی اما یه بارم خیس نشدی

ای جانم  که هم شیعه و محب علی هستی هم اسب سعد بن ابی وقاص رو نعل  میکنی

فقط چیزه  او  م م   ... آهان  ...!

یک حاشیه هم به عروه الوثقی بزنی دیگرهمه چیزکامله  !

خدائی دمتون گرم ! خداوکیلی جمع اضداد را ازروبردین !

دم همه تون گرم بی برق وباطری بدون درد وخونریزی دم همه تون گرم !!!

..........................................................

اینها حدیث نفس است منم ازشماهایم ای باقلواها  .  ای جان !

واسه خودم یه چی میگما توروخدا چینی نازک تنهائی تون ترک برندارد یه وقت ؟



:: برچسب‌ها: دلم برای عمروعاص میسوزدخدائیش

بنابرعشق است
نویسنده : سیدسعیدحسن تاش تاریخ : شنبه سوم فروردین 1392

به قامتت که مینگرم

حافظ را خوب درک میکنم

به چشمهایت که خیره میشوم

شوریدگی جلال الدین را میفهمم

سرت را که برشانه هایم میگذاری

باهرنفس یاد عطارنیشابور می افتم

به عکس هامان که نگاه میکنم

شیخ صنعان را یاد میکنم

باخنده هایت مقلد شاعران بزرگ میشوم

وازآیه آیه  اشک هایت

نوررااستنباط میکنم

امااخم که میکنی

باید به احتیاط عمل کنم

بنارا بر عشق میگذارم و

سجده سجده تورا عاشقترمیشوم !



:: برچسب‌ها: اخم نکن تحصیل حاصل است من خود پیش پای تولرزانم

نت های ابدی
نویسنده : سیدسعیدحسن تاش تاریخ : شنبه نوزدهم اسفند 1391
تمام سیم های سازم را

روی لا کوک کرده ام

این روزها این سازهم

به هرچه غیرازتوست

میگوید ..... !



:: برچسب‌ها: تقدیم به آنکه ساز به دستم داد

عطر اجاق
نویسنده : سیدسعیدحسن تاش تاریخ : دوشنبه چهاردهم اسفند 1391

تمام این شب سیاه را تاصبح

به عشق دیدارتو دویدم

گرگ شب را دست به سرکرده ام

هرنفس باخود میگویم

باآفتاب فردا بتوخواهم رسید

وتورا از رئیس قبیله خواستگاری خواهم کرد

فردا روز آرزوهاست

من نفس به نفس بتونزدیکترمیشوم

خاکستراجاق ایل تو چه  عطری دارد

ای وای

ایل رفته است !



:: برچسب‌ها: دستم بتونخواهد رسیددختر ایل

تازه ترین خبرها
نویسنده : سیدسعیدحسن تاش تاریخ : یکشنبه سیزدهم اسفند 1391

دخترکدخدا

نسیم نفست میگوید

شمال دلت هوا کمی تاقسمتی ابری ست 

درجنوبش خنیاگران ده چگور مینوازند

شرق و غربش را نمیدانم

اما میدانم درمرکزش غوغاست

چون من آنجا ایستاده ام

زیرباران

وبه نوای ته دلت گوش میدهم

درقلب تو چه باشکوه به معراج میروم

اینجاآیه ای برمن نازل شده است

اینما تکونو فثم وجهک 

اما شمال دلت هنوز ابری ست !



:: برچسب‌ها: چارسوی دلت بامن است الهی شکر

ازپس چشمهای تو حافظ هم برنمی آید
نویسنده : سیدسعیدحسن تاش تاریخ : شنبه دوازدهم اسفند 1391

سالیانی ست برای سرودن چشمهایت

درپی ردیف وقافیه ام

شاعری گفت راه دور نرو

همان دورو بر است

اکنون که به راز ابروانت رسیده ام

ادیبان  نمیپذیرند

میگویند تکرارناپذیراست!



:: برچسب‌ها: چشمهایت قواعد عالم را به هم ریخته است

تابلوهای من
نویسنده : سیدسعیدحسن تاش تاریخ : دوشنبه شانزدهم بهمن 1391

پائیزباشد و نیمکتی باشد و

باران باشد و تو

قدری نگرانی باشد و

یک بغض بال گرفته ازدیدارباشد و

اشکی جاری شود و

دستهای تو

بندگیسورابیندازد و

نسیمی بوزد و

من

یک نفردربرابرمن زانوزده است

نام اوونگوگ است !



:: برچسب‌ها: اگر درمنظر من توباشی کولاکم

اقیانوس های ناآرام
نویسنده : سیدسعیدحسن تاش تاریخ : شنبه هفتم بهمن 1391

آسمان بغض مرا دست کم گرفته است

وگرنه امشب هیچ اقیانوسی آرام نبود



:: برچسب‌ها: بغض امشب

محل اعراب
نویسنده : سیدسعیدحسن تاش تاریخ : دوشنبه بیست و هفتم شهریور 1391
نه کاری کرده ام

نه کسی دوستم داشته است

نه مضاف کسی شدم نه مضاف الیه

نه مرفوعم نه منصوب نه مجرور

اما تا بخواهی مذمومم

نه آب رو دارم نه نون تنوین

نه اسم خوبی دارم نه حرفی برای گفتن

جامدم اما ازعشق تو مشتق

ولی چه کنم که اکنون منصرفم 

اما تو تجزیه ام کن

که پرازحرفم

ازجنس ما أوجدَ معنیً فی غَیرِهِ

تو بتاب که محل خودرا مدتی ست گم کرده ام



:: برچسب‌ها: کنارم بایست مجرورت شوم

ماه رودخانه
نویسنده : سیدسعیدحسن تاش تاریخ : چهارشنبه هجدهم مرداد 1391

ای ماه یگانه عالم

همینکه عمری بر دریاچه  روستای من افتاده ای غنیمت است

اما توسرانجام  مراغرق خواهی کرد.

ارباب تنهای من

فوز عظیمت مبارک  



:: برچسب‌ها: روستای من


.:: This Template By : payamblog.Com - صبا ::.






قالب وبلاگ

سلامت باش

قالب بلاگفا

قالب وبلاگ

purchase vpn

بازی اندروید